وطن عشقی
,وطـن عشقینگ وجاهت لیک ، بو طبعم ارمغا نی دور
بو موزون سوزلریم ،کونگول سوزی ننیگ ترجمانی دور
یـشه ب آ لغه سعا د ت ، دوستلیک ، الفــت بیا نی دور
ظفرسار گـه یوز لنسنگ، قیز یل یوز لیک نــشا نی دور
* * *
چمنـــلر ده یوریب محزون د لیـمنی شا د مان قیلــسم
ایکیــب دو ستلیک نها لین بو وطـننی گلستان قیـلسم
یوقا تیـــب یاو نی اولکـــم د ن ، تلاش بی امان قیــلسم
کور ش ا یلـب وطنــنی یا ولـــر ین بیخا نمــان قیلـــسم
تلا ش ایلب بو عزم جا ودان ، فخر یم جـها نــــید ور
* * *
بوتون زحمـــت بیــلن آباد قیلـــسم میـــن د یا رمــینی
چیکـــیب زحمت همیشه یخــشی ایتسم روز گار یــمنی
قیز یل گلـــلر بیله ، گلـــپوش ایتـــسم کو هــسار یمنی
چیچــــکلر بیرله قیلـــسم ،رشک جنت مرغــزار یمنی
کورش یورتیم سنینگ عشقینگ، یور کده جاویدانی دور
* * *
نشان قهـر مان آ ل گه ی ، کـورش مـید ا نید ن باتور
جلا ل آل گه ی شها مت لی ، شهید لر قا نید ن با تور
قویاش تینچلیک ساچگه ی ، شعاع هر یا نید ن با طور
تیر یکلیک فخر ین حاصل ایله گی اوز شا نید ن با تور
وطن ( یلدا ) تنــیم نـــی قـــوتی روح و روانی دور
****
ترجمه سروده ازبیکی به دری وفارسی
عشق و طن
شکوه عشق تو ای وطن طبع مرا به ارمغان آورده
سخن های موزون من ترجمان نام سترگ توست
اگر در میدان پیروزی گام گذاری نشانه سرخ رویی است
محبت تو توانایی بخشیده تا بسرایم
دل محزون خود را به چمنستان نام تو شاد بسازم
نهال دوستی را بکارم
با قلم خود بجنگم دشمنت را از هم بپاشم
این عزم جاودانی منست
با کار و زحمت آباد می سازم
آرزوی روز گار خوب وخوش را دارم
می خواهم کوهساران از گل های عشق گلپوش گردد
مرغزارانت با گل های رنگ رنگ جنت شود
به خاطر تو و عشق پاک تو قهرمانان نشان شجاعت را می گیرند
با خون شهیدان به جلال و افتخارات خود می رسند
قهرمانان به سوی آرامش و نور قدم گذاشته اند
فخر زندگی را بدست می آورند
وطن بر یلدا قوت دل و بر وجودم روح و روان هستی
نوشته شده توسط یاشیل در چهارشنبه یازدهم آذر 1388 ساعت 7:16 موضوع | لینک ثابت
در این سری از مقالات،به ویژگی های شعر معاصر افغانستان و شعرای فعال در عرصه دنیای مجازی اینترنت (اعم از شاعران ترکی گوی و دری سرا )خواهیم پرداخت. به خاطر تعداد و حجم انبوه آثار شاعران و نویسندگان شناخته شده در عرصه ی اینترنت و فعالیت آنان در این راستا،به ناچار،این سری از مقالات به صورت تلخیص شده ارائه می گردد.به علت ضیق وقت از نقد جدی اشعار و مقالات،مطالب و گزارشات شاعران،نویسندگان و محققین این حوزه خودداری نموده و صرفا در حد شناخت اولیه ی آثار و بیوگرافی پدیدآورندگان و نگاه اولیه ی آنها به مقوله ی ادبیات و شعر و چگونگی انعکاس و نمود آن در آثارشان خواهیم پرداخت.
با توجه به ادامه دار بودن این سلسله از مقالات ادبی ، به ناچار،معرفی اکثریت شاعران و نویسندگان فعال در حوزه مجازی،زمان خواهد برد،لذا تقدم یا تاخر ارائه ی آثار، دلیلی بر برتری یکی بر دیگری نبوده و نخواهد بود.نگارنده صرفا با توجه به بضاعت و اطلاعات موجود به معرفی شاعران و نویسندگان و ویژگی های آثار آنان از زاویه ی دید شخصی و ادبی خود خواهد پرداخت.
قصد ما از این کار راه اندازی جشنواره شعر و یا شناسائی آثار برتر نیست،نه این حقیر چنین توانائی را داشته و نه دنبال چنین کاری می باشم.بلکه صرفا هدف ما معرفی شاعران و نویسندگان و آثار گرانبهایی می باشد که این عزیزان،ساعت ها برای آفرینش چنین اثرهای با ارزشی وقت و انرژی صرف کرده اند.ارائه ی نقطه و نظرات شما شاعران،نویسندگان و محققین گرامی در بهتر شدن این گزارشات مرا رهنمون خواهد بود.
۱۳۸۸/۸/۱۱ـ خورشیدی /ع.علیائی کلیان(یاشیل)
وجود جنگ های سی ساله ی اخیر، و از طرفی وجود مشکلات امنیتی و معیشتی،علیرغم برقراری صلح و آرامش نسبی چندین ساله در سرزمین افغانستان، سبب گردید،جمع کثیری از نخبگان،هنرمندان،شاعران، نویسندگان به همراه سایر اقشار مختلف مردم این کشور به کشورهای همسایه ای از جمله:ایران،پاکستان ، ازبکستان،تاجیکستان و همچنین تعدادی از کشورهای اروپایی،آسیای دور و قاره آمریکا از قبیل:هلند،آلمان،اتریش ،دانمارک،فنلاند،فرانسه، روسیه،ترکیه،هند و حتی کشورهای کانادا،آمریکا،ژاپن،استرالیا و ... هجرت نموده و به قولی ادبیات مهاجرت افغانستان را،متاصر از ادبیات پیشرو جهانی و کشورهای ساکن در آن رقم بزنند.
اگر چه نگارنده مقاله،اعتقادی بر حصار ادبیات در چارچوب مرزها نداشته و آن را متعلق به عموم علاقمندان در اقصی نقاط مختلف جهان می داند.ولی از لحاظ علمی نمی توان وجه متمایز و مشخص موجود بین ادبیات معاصر داخل افغانستان را با ادبیات مهاجرت نادیده گرفته و آنها را عین هم دانست.
همانطوریکه ذکر گردید ادبیات مهاجرت افغانستان،فراتر از مرزها و با تاثیر از ادبیات ایران،ترکیه،تاجیکستان،ازبکستان و برخی کشورهای اروپائی و آمریکایی شکل گرفت.به نظر می رسد کشورهای ایران،پاکستان و ترکیه،بیشترین نقش را در رونق و شکل گیری ادبیات مهاجرت افغانستان و یا بعبارتی ادبیات حسرت عهده دار بوده اند.
شاعران و نویسندگان افغانی مهاجر در کشورهای آلمان،کانادا،هلند،اتریش و آمریکا نیز نقش به سزائی در رونق و شکوفائی ادبیات برون مرزی افغانستان ایفا نموده اند.
از طرفی ادبیات معاصر در داخل افغانستان نیز خوشبختانه علیرغم تنگ نظری های موجود،عدم وجود امکانان فرهنگی مناسب،عدم وجود فراگیر ارتباطات رایانه ای و اطلاع رسانی به طور معجزه آسائی،به رشد و بالندگی خود ادامه داده است.
ادبیات معاصر داخل افغانستان بالاخص طی سالهای اخیر،با بهره گیری از توانائی دانشگاهها و مراکز آموزش عالی،نهادها،ارگانها،سازمانها و انجمن های فرهنگی ـ حمایتی دولتی و غیر دولتی،شعرا،نویسندگان و محققین حوزه ادبیات دری و ترکی و همچنین سایتها،وب سایتها و وبلاگ های متعدد و متنوع در موضوعات مختلف ادبی و تاثیرپذیری محسوس از ادبیات کشورهای همسایه و ادبیات جهانی شکل خاصی از ادبیات را در داخل این کشور مهیا نموده است،بطوریکه علیرغم قرابت آن با ادبیات مهاجرت افغانستان،فرق های محسوسی نیز با آن دارا می باشد.
در داخل افغانستان اساتیدی همچون:رهنورد زریاب،پرتو نادری،سمیع حامد، محمد عالم کوهکن،محمد عالم لبیب، خالد نویسا،خالده فروغ،سمیع حامد،صادق عصیان، سخا،عزیزالله نهفته،آصفه صبا،سعادت ملوک تابش،مسعود رجائی،محمدناصر رهیاب ،حیدری وجودی،عفیف باختری،مسعوده مهسا،محمد داود منیر،لطیف پدرام و ... و همچنین جوانان برومندی مانند:نعمت الله پژمان،فهیمه مصباح، فرشته بیگم، عزیز فیاض، مریم هوتی(شهرتاش)،زهره کارگر،عابده ارغوان، ناهید بشردوست، و غیره با قلم معجزه گر خویش نقش درخشانی را در توسعه و شکل گیری ادبیات معاصر از لحاظ ساختار کلامی و نوشتاری ایفا نمودند.
در حال حاضر اگرچه ادبیات معاصر افغانستان در حوزه زبانهای دری و ترکی(بالاخص ازبکی)،کم و کاستی های فراوانی نسبت به ادبیات معاصر ایران،ترکیه و ازبکستان دارد،ولی اگر به انصاف بنگریم این کاستی ها در حدی نیست که قابل جبران و اصلاح نباشد.خوشبختانه در حال حاضر ادبیات معاصر داخل افغانستان در حوزه اینترنت هم پیشرفت فزاینده ای داشته است.اگر چه در آغاز راه،با توجه به محدودیت های عمده، تعداد سایتها،وب سایتها،وبلاگهای ادبی در چندین عنوان خلاصه می شد.اما در حال حاضر به نظر نگارنده،تعداد سایتها و وبلاگهای ادبی متعلق به شاعران و نویسندگان داخل افغانستان حداقل به پانصد عنوان سایت و وبلاگ تخمین زده می شود،از این تعداد،حداقل چهارصد سایت و وبلاگ فعال در خصوص زبان دری،و یکصد سایت و وبلاگ در رابطه با زبان ترکی با اکثریت مطلق ترکی ازبکی فعالیت می نماید.
علیرغم پراکندگی شاعران و نویسندگان افغانی مهاجر در کشورهای مختلف، خوشبختانه اتحاد و همبستگی فوق العاده مناسبی بین آنان دیده می شود.بطوریکه تعداد زیادی از شاعران و نویسندگان فوق دارای سایت و وبلاگ فعال در حوزه ادبیات دری و ترکی می باشند.حداقل دویست سایت و وبلاگ دری و هفتاد سایت و وبلاگ ترکی با محوریت ترکی ازبکی متعلق به شعرا و نویسندگان مهاجر افغانی در خارج از مرزها و به عبارتی ادبیات مهاجرین افغانی یا ادبیات حسرت را رصد می کنند.
از شاعران و نویسندگان فعال در حوزه ادبیات مهاجرت افغانستان می توان به اساتید، ادبا و شعرای به نامی همچون:واصف باختری،مرحوم صابر کارگر،نعمت الله ترکانی(جهانمهر هروی)،عزیزه عنایت،ذکراالله ایشانج،اکرم عثمان،حضرت ظریفی،رازق فانی کریمی استالفی،غوث زلمی،مهرانگیز ساحل،کریمه ملزم پرکار،راحله یار،زینت نور، شفیقه یارقین،همایون خیری،عزیزالله فاریابی، همت فاریابی،لینا،فریبا آتش صادق، رفیع جنید،کاظم کاظمی،لطیف ناظمی،حمیرا نگهت،شهلا ایزدی،قنبرعلی تابش، ناجیه هنرور، کنشکا ترکستانی،عنایت فرهمند، سائس، زریر، هارون راعون،فوزیه(یلدا)،مژگان شفا(ساغر)،صالحه وهاب واصل(واهب)،ملالی شبنم، میران،صنم عنبرین،سحر نور و غیره اشاره نمود،که به نوبه خود در این خصوص توضیحاتی ارائه خواهیم کرد.
ادامه دارد
نوشته شده توسط یاشیل در دوشنبه یازدهم آبان 1388 ساعت 12:2 موضوع | لینک ثابت
اگر چه تعداد زیادی از شعرا،نویسندگان و ادبای افغانی در حال حاضر در کشورهائی همچون ایران،پاکستان،ترکیه،آلمان،هلند،دانمارک،فرانسه،کانادا،آمریکا و ... سکونت دارند، و به قولی ادبیات مهاجرت افغانستان را به سبک و سیاق امروزی رقم زده اند.اما یکی از شعرای با احساس و پر درد این سرزمین،همچون خانم فوزیه(یلدا) به تنهائی بار غربت را در کشور ژاپن به دوش خود می کشد. عمده اشعار این شاعره توانا و خلاق در خصوص آلام مردم افغانستان و هجران و دوری از وطن می باشد.
کمتر کسی است نام این شاعره با خصوصیات اخلاقی بارز را بشنود، و شیفته قدرت بیان و واژه های بکر وی در اشعارش نگردد.او را به حق می توان یکی از اخلاق مدارترین شاعران عرصه اینترنت نامید.وی بیشتر اشعار خود را با اشک شوق آغاز می کند و به قول خودش شاید همین گریستن ها و توجه عمیق قلبی به وطن و مردمان پاک سرشت آن باشد که از او،شاعره ای با خمیر مایه انسانی ساخته است.
من مدتهاست از افتخار آشنائی با این شاعره ترک تبار افغانی برخوردار بوده و آثار وی را با علاقه مضاعفی می خوانم.در پایان ضمن انتخاب یک قطعه غزل به زبان ترکی ازبکی از ایشان، برای کلیه شاعران فعال در حوزه اینترنت از جمله خانم (یلدا) آرزوی موفقیت و سرفرازی دارم.
۴/۸/۱۳۸۸ـ خورشیدی ـ (یاشیل)
آوازم ایشیت مه دینگ ارما نیــم نی بلمه دیــــنگ
شــرارم نی کــــــورمه دیــــنگ ز بانم نی بلمه دینگ
عدالت یــــوله می عـــــداوت با شـــلد ینــــگ ســـین
صـــداقــــت نی بــــهاســـین جــهانم نی بلـــمه دیــنگ
توغری سوز نی قیلمه دینگ ایش یولی نی بیلمه دینگ
زمان کیــتی قولیـــنگد ن زما نــم نی بـــیلــــمه د یــنگ
کوز یا شــــیم دریا بولدی غـــصـه میــــنگه یار بولــدی
قانلــیغ کــوزوم دردی نی گـــریا نـــیم نی بـیلــــمه دینگ
قــراریــــم نی تاپمـــــه دیـــم بخـــتم گا ایــتا لمــه دیـــم
ســوزم نی صـــدا سینی نالا نــیم نی بیـــلــمه دیــنـــگ
بیر قول د ن صـــدا چیقـــــمس بد ل دن بــها چیــقــمس
آسا نیـــنگ قیـــین بــولــدی امکا نیــــم نی بیمه یـــنگ
آلــــغه بارمــی اییــقلدینگ حیــران یولده قالدر دینـــگ
اوزگــــیل( یلدا ) ســـوزیـنگ نی درمانم نی بیلمه دینگ
ترجمه دری:
ندانستی
صدای من و فغان من را نشنیدی!
شرارم را ندیدی، زبانم را ندانستی!
راه عدالت را نگرفتی، عداوت را آغاز کردی
بهای صداقت و جهانم را ندانستی
پیشقدم در کار نشدی و راه درست را هم نداستی
زمان از دست رفت،ارزش زمان را ندانستی
دنیای آرامش را نیافتم، به پیروزی و اقبال نرسیدم.
ـ و صدای ناله و سوزم را ندانستی
از یک دست صدا بلند نمی شود و چیز بدل بها ندارد
نتوانستی قدم به پیش بگذاری و مرا حیرت زده گذاشتی
(یلدا)،رشته سخن را بگسل درمان دردت را ندانستند!
مژده به علاقمندان ادبیات افغاستان
در پست های بعدی به ادبیات مهاجرت افغانستان،اعم از ترکی ازبکی و فارسی دری و
خصوصیات شعری شعرای فعال در این عرصه خواهیم پرداخت انشاالله.
نوشته شده توسط یاشیل در دوشنبه چهارم آبان 1388 ساعت 5:59 موضوع | لینک ثابت
همانطوریکه به خوانندگان گرامی قول داده بودیم،نمونه هائی از اشعار ترکی و فارسی ارائه شده به
جشنواره ادبی استاد شهریار ملکان را در معرض دید علاقمندان قرار می دهیم.ضمنا در پست های
بعدی مطالب بیشتری از این جشنواره را ارائه خواهیم کرد.شایان ذکر است اشعار انتخابی شامل دو
قطعه شعر نو به زبان ترکی از شاعران جوان آقای"ائلیاد موسوی" و خانم منیره اکبرپوران(اولکر) را به
همراه یک قطعه غزل فارسی از آقای "امین عرب زاده" را انتخاب نموده ایم.همانطوریکه می دانید آقای
ائلیاد موسوی و خانم منیره اکبرپوران(اولکر) مقامهای اول و سوم این جشنواره را از آن خود نمودند.
ایلیاد موسوی : شعرلر
گلسن...
...سن ایسه
اوشاقلیغیمین ایتگین تیکهسیسن
اوغورلوقجا گؤردویوم فیلیملرین
سانسورلانان پلانی
گلمهسن[...]
بوردا دئییل
قیرمیزی گؤن اوتوراجاقلاری اولان
اسگی بیر سالوندا قرارلاشاق
گلنده آغ - قارا گئییملرینی گئی
ایندی کی اؤلوم[...ّ]
منی باغرینا باس
اؤپ
کؤینیینی چیخار- مادان
تَله س گئیـ (ـمه"مه") یه - (گئتمهیه)
من ایندی حیرسلنهجم
آلما اوریینه
بو پرده ده اؤلنلرین قانی
_کسین _قارالمیش اولمالیدر
گلسن ده،گلمهسن ده
اولکر اوجقار
باغلا یوک ـ یاپینی گئدهک
سن بورادا بیر گون گؤرمدین آی بالا، آی قیز!
مین اکدییین بوغدا بیر اولدو قیتلیقلار کئچیردین.
دؤیوش آلانلاریندا یاشاییرمیشسان کیمی تاپدالاندی ایچینده آرزیلارین
کتمک باغلاییب بئله بارماقلارین قاداسی
سحری ال ده چکمهمیشسن ساچلارینا هئچ!
باغلا یوک ـ یاپینی
کیم داریخاجاق سنه، آی قیز؟
بیر گون یوللار باشینی کسرمیشلرسه ده ایستهینلرین
ایندی هرهسی بیر طایفانین آغساققالی
هرهسی اللیلیکلر وئریر بایرامدا نئچه اوشاغا
سنین هله ده چلیک بیلکلرینده بیلرزیکلرین گؤزل!
هله ده بیرتومنلیک ییغیرسان بویونباغی قاییرماغا سن!
ائیییی تویوندا اویناییم، آی قیز!
نه اوتورموشسان؟
هله ده آللی ـ پوللو گلین اولابیلرسن
سن هله ده قوشولوب، قاچا بیلرسن
هن آما
قاچانین قاچیردانی اولار
سئوهسئوه
اؤپهاؤپه آپارارلار.
آز بویلانیب یئددی قاپیدان حسرتله
قول ـ قولا گئدنلره باخمامیشسان کی!
آز خوشبخت اولاسیز دئیهنده
گؤزلرین یاشارماییب...
دور سنی ده من اؤزوم قاچیردیم، آی بالا!
دور سیلکهله اته ییندن بو توزـ تورپاغی
قیریشار صاباح ـ بیریگون اوزونده گولوشلرین
سیرخابداغینین زیل گونو سپگیل سالار یاناقلارینا...
دور واخت ایکن گئدهک.
گون باتار، چارهسیز قالاریق ایکی قیزطایفاسی
چؤل ـ باییردا، بیز...
دور قادان آلیم، قارا گون، قارا گیله
تبریز!
امین عرب زاده
هووي غزل
سلام سوژه شعرم، تو اي هووي غزل
گرفته پيرهنت باز هم كه بوي غزل
مگر تو ساكن قلبم نبوده اي بانو؟
چطور شد كه تو را برده خواب توي غزل؟
كدام شعر مرا مي رساندم به شما
نشسته ايد شما در كدام سوي غزل؟
سياهي غزلم را كسي نمي فهمد
چكيده سرمه چشم شما بروي غزل
چقدر رنگ نگاه شما بنفشابي است!
شبيه دختركي كه در آرزوي غزل...
نگاه پست مدرنيسم تو دلم را برد
كشيد چشم مرا هم به جستجوي غزل
بيا و شانه به شانه كنار من بنشين
و واژه واژه ببار از چهارسوي غزل
تو را شبيه غزلهام دوستت دارم
تو را شبيه غزلهام، آبروي غزل!!
نوشته شده توسط یاشیل در پنجشنبه سی ام مهر 1388 ساعت 18:57 موضوع | لینک ثابت
تهیه کننده:ع.علیائی کلیان(یاشیل)
۱۵/۰۷/ ۱۳۸۸ ـ هجری ـ شمسی
اولین جشنواره بزرگ ادبی استاد شهریار به همت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان آذربایجان شرقی(تبریز)،اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان ملکان،انجمن فرهنگی و ادبی استاد شهریار ملکان و مشارکت بی نظیر شورای اسلامی شهر و شهرداری ملکان در یکصد کیلومتری شهر تبریز و در حاشیه جنوب شرقی دریاچه اورمیه برگزارگردید.
این جشنواره که در روز جمعه دهم مهرماه یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت هجری ـ شمسی به دو زبان ترکی و فارسی از ساعت ده صبح آغازگردید،در نوع خود کم نظیر و شاید هم بی نظیربود.هماهنگی و سازماندهی مناسب،احساس مسئولیت برگزارکنندگان و متولیان جشنواره و ترکیب هیئت داوران قوی،در مجموع توانست رضایت شرکت کنندگان را بدست آورد.
شرکت کنندگان جشنواره که شامل،شاعران،نویسندگان،ادیبان،محققین و همچنین علاقمندان هنر و ادبیات ترکی و فارسی و جملگی از ارادتمندان استاد شهریار بشمار می رفتند،از شهرهای تهران،تبریز،کرج، شهریار،قم،ساوه،اورمیه،زنجان ،اردبیل، مشگین شهر(خیاو)،بوستان آباد،آذر شهر(توفارقان)،بناب،عجب شیر، میانه،ملکان، سلماس و ... با عشق و علاقه مثال زدنی در این جشنواره حضور پر رنگ داشتند.
شاعران و محققان از یک ماه پیش آثار خود را به منظور بررسی هیئت داوران به دبیرخانه جشنواره واقع در شهرستان ملکان ارسال نموده بودند.هیئت داوران جشنواره را شاعران و نویسندگانی همچون:شاعر،نویسنده و مترجم نام آشنای کشور جناب آقای رسول یونان، محقق،شاعر و نویسنده شهیر جناب آقای سیدحیدر بیات و همچنین استاد راهب مازندرانی و شاعران و نویسنده گان دیگری همچون: آقایان درگاهی،همت شهبازی و محمد صبحدل تشکیل می دادند.
قالب اشعار ارسالی،کلاسیک،اوزان هجائی و همچنین شعرنو و سپید بود.موضوعات اشعار نیز در حوزه شهریار شناسی و یا آزاد انتخاب گردیده بود.نکته جالب توجه اینکه اشعار نو و سپید که به جوانان اختصاص داشت در جشنواره بالاترین مقام را به خود اختصاص داد.چندین غزل ترکی و فارسی نیز در جشنواره مقام در خور توجه ای کسب کرد.برترین های جشنواره را شش نفر از شاعران نوگرا و صاحبان آثار پست مدرنیزم آز آن خود نمودند.برگزارکنندگان جشنواره علاوه بر شش اثر مزبور به تعداد دیگری از شاعران،نویسندگان و محققان حوزه ادبیات ترکی و ادبیات فارسی جوایزی را اختصاص دادند.
در خلال برگزاری جشنواره موسیقی عاشیقی به رهبری عاشیق دهقان که از نوازندگان چیره دست ساز در شهر زیبای اورمیه بوده و از شهرت جهانی برخوردار می باشد،اجرا گردید.عاشیق دهقان با صدای سحر آمیز و دل انگیز ساز و آواز خود طراوت خاصی به مجلس بخشید.عاشیق بهار از شهرستام میاندوآب(قوشاچای) و عاشیق علسگر از شهر ملکان نیز با هنرنمائی خود شرکت کنندگان جشنواره را به وجد آورده و مورد تحسین شرکت کنندگان قرار گرفتند.شایان ذکر است عاشیق علسگر تنها پانزده بهار از عمر خود را سپری کرده است.
پس از ارائه گزارش فیروز فرج زاده دبیر انجمن ادبی استا شهریار ملکان و دبیر جشواره شاعران مختلفی در چندین نوبت از جمله:آقایان( نوراللهی،حمید عیوضی،مرتضی جودت،مرتضی سلمانی،محمود ابراهیمی،مهرعلی علی پور،براتعلی فتح اللهی،علیرضا آقازاده،کریم گل اندام،محمد نوین(باراز)،فاتحی،قادر جعفری،زمان پاشازاده،ایلیاد موسوی و کریم گل اندام) و همچنین خانم ها(سیما صاحبی،رباب طاهری،سولماز محمد زاده"ساوالان قیزی"،منیره پور اکبران"اولکر اوجقار" با اشعار دلنشین خود شرکت کنندگان را به وجد آوردند.
ضمنا استاد گرانقدر زبان و ادبیات و شهریار شناس کشور جناب اقای دکتر حسین محمدخانی(گونئیلی) نیز با مقاله ارزنده ی خود که در خصوص اشعار شهریار و معاشرت او با عموم و چگونگی استفاده و بهره مندی استاد شهریار از ادبیات شفاهی مردم بعنوان پشتوانه شعری خود سخن به میان آوردند.
یادگار گرانقدر استاد شهریار جناب آقای هادی بهجت تبریزی نیز با بیانات شیوا و ارزنده خویش،از نحوه مراودت استاد شهریار با اساتید صاحب نام خویش که همواره استاد شهریار از آنها به احترام یاد کرده است مواردی را متذکر شدند.
برگزیدگان برتر جشنواره همانطوریکه ذکر گردید،شش نفر از جوانان بودند که اسامی آنان به شرح ذیل می باشد:
۱- ایلیاد موسوی از شهرستان سلماس نفر اول
۲- سولماز محمد زاده(ساوالان قیزی) از شهرستان خیاو(مشگین شهر)
۳-منیره اکبر پوران(اولکر اوجقار) بعنوان نفر سوم از تبریز
۴- زمان پاشازاده نفر برگزیده چهارم از شهرستان خیاو(مشگین شهر)
۵ - محمد نوین(باراز) غزل سرا،بعنوان نفر پنجم از شهرستان مراغه
۶- قادر جعفری به عنوان نفر ششم از مغان
تعدادی از اشعار ارسالی به جشنواره را به همراه خاطراتی از شهرهای تبریز و ملکان و همچنین زیبائی های شاه گولی (برکه شاه)،که یادگار دوران صفویه و آغ قویونلوها در شهر باستانی تبریز می باشد را در ادامه گزارش ارائه خواهیم کرد.
ادامه دارد.
نوشته شده توسط یاشیل در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 ساعت 19:12 موضوع | لینک ثابت
<< عید خجسته فطر مبارکباد>>.
<<اوروجلوق بایرامینیز قوتلو اولسون>>.
"افغانیستان اوشاقلارینا ایتحاف"
عـومـــور بـویـــو خـزانـــدا،یـازیــن اوزون گورمـــه یـن!
بــو ایـــل نئچــه باهــاری،بیــر یئـرده گورمــک ده دیــر
توپ ـ توفنـگ آراسینــدا،ووقــارلا بـاش قالـــدیـــــران ـ
باربشیغیـن قـونچـــاسیـن،سئوینجلــه درمک ده دیــر!
آغ ـ یاشیــل صحیفـــه دیـــر افغــانیستــــان میثــاقـی
بیــرلشمـــه دن پــای آلیب،اونـــون زنگیــن بـویــاغـی
شیـــریـن آرزولاریـــلا هــر بیـــر افغــــان اوشـــاغی ـ
آغ ـ یاشیــل صحیفـــه نی ،یـوردونـــا سـرمکــده دیـر!
(یاشیل)،مظلوم اوشاقلار: "آجام، قارنیم وای ـ دئمیر"!
شاختـــا ـ بــوران آلتینــــدا،یئنـــه داد ـ هــارای دئمیـر!
اوره یی نین نیسگیلیـن،هئچ کیمسـه یـه،دای دئمیـر!
اومـودلــــو گـونـلریلـــه،عـومــرونــو سورمـک ده دیــر!
شئعر:(یاشیل)
ترجمه فارسی شعر:
" روزهای پر امید!"
تقدیم به تمامی کودکان مظلوم و بی پناه افغانی
توضیح:این قطعه شعر،در روز هفتم فروردین ماه سال ۱۳۸۱(ه.ش.) مصادف با بهار طبیعت و عید سعید باستانی نوروز و از طرفی مقارن با سقوط حاکمیت طالبان و استقرار نسبی صلح و دوستی در بین گروههای مبارز و مجاهد افغانی،به زبان ترکی آذربایجانی،برای کودکان بی پناه افغانی سروده شده است.این شعر در همان سال در کتاب شعر " بهار بی خزان " اینجانب در شهر تهران منتشر گردیده است.
کودکانی که،در طول زندگی خود همیشه در خزان به سر برده و هرگز روی بهار و طراوت و سرسبزی آن را ندیده بودند.کودکانی که،سینه های کوچک شان،آماج گلوله های آتشین اهدائی دنیای به اصطلاح متمدن غرب و شرق(آمریکا و شوروی سابق) قرار گرفت.
فرزندانی که با خون سرخ خویش،آزادی سرزمین افغانستان را رقم زدند، و آنانی که زنده ماندند،به نمادی از مقاومت ملی - اسلامی مردم افغانستان بدل گشتند.
ع.علیائی کلیان(یاشیل) ـ ۲۸/۰۶/۱۳۸۸ (ه.ش.)
ـ کودکانی که در طول زندگی خویش همیشه در خزان بوده،و روی بهار را هرگز ندیده اند!
ـ امسال چندین بهار را یکجا تجربه می کنند!
ـ کودکانی که،از لابلای توپ و توفنگ با صلابت سر بر آورده ـ
و غنچه های صلح را با خوشحالی در حال چیدن هستند!
***
میثاق و هم پیمانی ملت افغانستان،صفحه ی سفید و سبز رنگی است ـ
که رنگهای وزین آن از اتحاد و همبستگی نشات گرفته است.
هر یک از کودکان افغانی،با آرزوهای شیرین خود!
میثاق صلح و دوستی را در وطن شان در حال گسترانیدن هستند!
***
(یاشیل)،اینک اگر،کوکان مظلوم افغانستان:"از شدت گرسنگی ناله سر نمی دهند"!
و در زیر بوران و سرما،باز هم ناله و فغان نمی کشند!
و با هر کسی به درد و دل نمی نشینند!
به خاطر روزهای پر امید،زندگی شان را در حال سپری کردن هستند!
نوشته شده توسط یاشیل در دوشنبه سی ام شهریور 1388 ساعت 9:43 موضوع | لینک ثابت
در بین شاعران معاصر و تاثیرشان در حوزه ادبیات و ایفای نقش آنها در نسلهای بعدی، بی شک نقش شاعر بزرگی مثل مرحوم فریدون مشیری (سایه) نقش برجسته و غیر قابل انکاری می باشد.استاد سخن، مرحوم فریدون مشیری با اشعار بکر و تاثیر گذار خویش،نقش کلیدی در توسعه ی ادبیات معاصر به ویژّه اشعار اجتماعی،رمانتیک و عاشقانه از خود به یادگار گذاشته است.
وی علاوه بر شعر کلاسیک،در سرودن شعر نو نیز راه مستحکم و طولانی را طی نمود.البته قالب چهارپاره در ایران از زمان قاجاریه رونق یافت و فریدون مشیری در سرودن چهارپاره نیز نبوغ خود را به منصه ظهور رسانید.اینک قطعه شعر بسیار معروفی از این شاعر اعجاز انگیز، تحت عنوان"خوش به حال غنچه های نیمه باز"! را تقدیم علاقمندان و خوانندگان گرامی می نماییم.روحش شاد و راهش پر رهرو باد.
(یاشیل) - ۲۵/۰۶/۱۳۸۸(ه.ش.)
بوی باران بوی سبزه بوی خاک
شاخه های شسته باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس رقص باد
نغمه ی شوق پرستو های شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار!
خوش به حال چشمه ها و دشت ها !
خوش به حال دانه ها و سبزه ها!
خوش به حال غنچه های نیمه باز!
خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز!
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب!
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی پوشی به کام
باده رنگین نمی نوشی ز جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می باید تهی است.
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ!
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ!
نوشته شده توسط یاشیل در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 ساعت 22:5 موضوع | لینک ثابت
ینه کورگیل
کــــیل گــــیل کــــوزمه اشک روانم یـنه کورگیل
قانلیغ یوراکم محنت جا نـــم یـــــنه کــــورگـــیل
کویوب یوراکیم گیسدی،خــــزان بولـــدی بــهارم
برگیم نی جــفا جــــور خــــزانم یــــنه کورگیـــل
فـــریا د و اســـارت گه ادا بولــــدی بــــو دورم
تارگـــینه قفــــس کنــــج مکانــــم ینــه کورگیـل
رنگیــم نی صفا سی سنی جور ینگه ساتیـــلدی
یارقین قیلبان نور نــــشا نم یــــنه کـــور گیـــل
تا شیبد ی جفا دردی بو پیــــما نه د لیـــــم د ن
داغ اوستیغه داغ قوید ی گما نم ینه کور گــــیل
عزلت گا قا لیب تا ب و توا نــــم نــــی اوزبتــــی
هجـــران کــویــد ا تاب و تــــوا نـم ینه کور گـل
( یلدا ) نفس ینــگ جــور اسا رت ده قیــسلـگن
آواره اســــیر جان و جـهانــم یــــنه کــــور گـــیل
ترجمه به فارسی
بیا و ببین
بیا و باز ببین این اشک روان چشمانم را
دل خونین جان محنت کشیدهء من را
بهار من خزان شد دل من سوخت
برگ زندگی را که از جفای خزان من است
دور زندگی من به اسارت و فریاد گذشت
این تنگ قفس را بیا و ببین
صفای رخ من به غم تو سودا شد
تو نشان روشنی من بیاوببین
از فرط درد پیمانه صبر من لبریز شد
داغ را بالای داغ گذاشتی بیا و ببین
این عزلت من تاب و توانم را از من گرفته
این حالم را در کوی هجران بیا ببین
(یلدا ) به جفای اسارت نفس ات چقدر تنگست
این آواره اسیر و این جهان تلخ مرا بیا و ببین
نوشته شده توسط یاشیل در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 ساعت 13:23 موضوع | لینک ثابت
مقدمه:
اکثریت خوانندگان محترم این وبلاگ با اشعار شاعره توانا سرکار خانم "فوزیه یلدا" آشنائی دارند.ایشان همانطوریکه قبلن گفته شد در یک خانواده ترک ازبک در شمال افغانستان دیده به جهان گشود.این شاعره روشن فکر و پر احساس در حال حاضر به چهار زبان زنده دنیا،از جمله:ترکی ازبکی،فارسی دری،پشتو و ژاپنی تسلط دارد.
"فوزیه یلدا" اشعار خود را به دو زبان ترکی ازبکی و فارسی دری می سراید.این شاعره با پشتکار مثال زدنی خود در سرودن غزل،دوبیتی،رباعی و سایر قالبهای شعری تبحر دارد.ایشان همانطوریکه قبلن عنوان شده است در کشور ژاپن اقامت دارد.
عشق و علاقه وافر او به زبان مادری(ترکی ازبکی) و فارسی دری باعث شده است که در فضای مجازی اینترنت با شعرای مختلفی درکشورهای:ایران، افغانستان، ازبکستان،آلمان،هلند،فنلاند،دانمارک،کانادا و ... در ارتباط بوده به نوبه خود،سهمی در رونق ادبیات ترکی ازبکی و فارسی دری در فضای مجازی اینترنت ایفا نماید.
لذا بدین منظور شعری با عنوان "تویغو" به معنی احساس را به زبان ترکی ازبکی به همراه ترجمه فارسی آن که توسط خود شاعر صورت گرفته،تقدیم خوانندگان گرامی می نمائیم.برای شاعره محترم نیز در خلق آثار پر بار خویش سعادت و بهروزی آرزومندیم.
"یاشیل"
"تویغو"
خـوب رولــــر گلشـن ده شــاخــه ی گلباش مــــن
بـاغ ایچینــده بیر سـر اورگـن نـونهـــال یـاش مــــن
کوزلرینگ برلـه عتاب ایلب منی شاد قیلمـه دینــگ
جاییــم انصاف ینگ اگر بولسه کوزینـگا،قـاش مــــن
مین اوچـر مــن بــال اوریب شور خیــالینـگ باغیـــدا
گـر ایاغـم باغله سـا دشمـن باشـن گا،تـاش مــــن
سینگـا بـار دور شوکت و جــاه و جـلال نـی،نعمتی
مین الم سوداسی حسرت،غم بلـن ای کاش مـــن
آل قلم "یلدا" دل ینگ نی تویغو لـردن سوزلـه گیـــل
سوز و ساز ینگ پنجه سیگا،سیوگیلی سیرداش مـن
ترجمه فارسی شعر:
"احساس"
من شاخه ی گلی در گلشن خوب رویان هستم!
نهالی سرزده در میان باغ
چشمان سرکش تو مرا راضی نکرد!!
اگر به انصاف بنگری ابروان بالای چشمانت هستم!!
به هوای بلند خیال تو پرواز می کشم!
اگر دشمن پایم را بند بزند،سنگ سرش خواهم شد
تو از نعمت جا ه و جلال برخوردار هستی
اما من به سودای حسرتها ای کاش می گویم!
"یلدا" قلم را بگیر و از آرزوهای دل بنویس
من دوستدار سوز و ساز دل خویشم!!
نوشته شده توسط یاشیل در چهارشنبه چهارم شهریور 1388 ساعت 15:25 موضوع | لینک ثابت
خیالیـم سئیر ائدیـر داغــلار باشینــــدا
یانیمــدا سئـوگیلیــم،الینـــده چیچــک!
بولبــوللــر اوخـویور یـاریــن وصفینــــده
شلالــه سسی ایله ائیلـه ییـر کومـک!
گورنـه! ایـرماقـلاردا کوکـره ییـر سللــر
یئــل نم - نم اسدیکجه اویناییر گوللــر
سحـر یـوخـوسـونــدان اویـانیـــر ائللــر
سئــوگیلیـم باشینـدا آل- الـوان لئچک!
سحــر آچیلـدیقـدا شـن حیــات گلیـــر
آرزولار بـاغینـــا گــونش نــــــور الیـــــر
"یـاشیل" دویغـولارا ایشیق سپه لیـــر!
اوره کــده اومــودا چئــوریلیـــر دیـلـک!!
شئعر:علیائی کلیان(یاشیل)
ترجمه تحت الفظی شعر
"...آرزو...به امید تبدیل می شود!!"
خیالم در بلندای کوهها سیر می کند!
معشوقه ام در کنارم، در دستانش غنچه هست!
بلبلان در وصف یار می خوانند!
و آبشار با صدایش کمکم می کند!
ببین چقدر! در رودخانه ها سیل طغیان می کند!
با وزش نم - نم باد،گلها می رقصند.
از خواب صبحگاهان ایل و تبارم بیدار می شوند!
-معشوقه ام بر سرش روسری رنگارنگی دارد!!
با طلوع سحر،حیات فرح بخش می رسد.
به باغ آرزوها خورشید نور می افکند!
ـ و به احساس های "سبز" نور می افشاند!
در دل، آرزو به امید تبدیل می شود!!.
ایضاح:
اومود:امید
ایرماق:رودخانه
چئوریلیر:تبدیل می شود
دویغو: احساس
دیلک:آرزو
سئوگیلی:معشوقه
شلاله:آبشار
کوکره ییر:آشیب - داشیر،طغیان می کند
گونش:گون،خورشید
یاشیل: به معنای رنگ سبز و تخلص شاعر نیز می باشد.
یاشیل دویغولار: کنایه از احساس سبز و با طراوت می باشد.
لطفا به منظور کمک رسانی در جهت بهتر شدن بار محتوائی شعر و ترجمه تحت الفظی آن با نظرات سازنده خویش ما را رهنمون سازید."یاشیل"/
نوشته شده توسط یاشیل در جمعه سی ام مرداد 1388 ساعت 21:56 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درآمدی بر ادبیات معاصر افغانستان(قسمت اول)
بیلمه دینگ
نمونه هائی از اشعار ارائه شده به جشنواره ادبی استاد شهریار ملکان
جشنواره بزرگ ادبی استاد شهریار در شهرستان ملکان واقع در یکصد کیلومتری تبریز برگزار گردید
اومودلو گونلر!
خوش به حال غنچه های نیمه باز!
اوزبکجه بیر غزل
غزلی از "فوزیه یلدا"
...اومودا چئوریلیر دیلک!
درباره وبلاگ
-"اوزاق یوللار" در زبان ترکی به معنای "راه های دور" می باشد.
-وبلاگ "اوزاق یوللار" وبلاگی ادبی،فرهنگی،اجتماعی و اطلاع رسانی به زبانهای ترکی و فارسی می باشد.
- تبادل لینک صرفا به معنی پذیرش افکار و عقاید دیگران نمی باشد.
-این وبلاگ به هیچ سازمان،حزب،گروه و یا دسته ی خاصی وابسته نبوده و از منش مستقلی برخوردار می باشد.
-"اوزاق یوللار" ادبی،کولتوره ل و توپلومسال تورکجه - فارسجا دیللرینده بیر اوزه ل و موستقیل وب صحیفه سی دیر.
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY